یادبودنامه آلبرت اینشتین؛ قسمت پنجم
مثلا به یاد دارم که عمویم،پیش از آنکه کتابک مقدس هندسه بدست من افتد،قضیه فیثاغورث را برایم گفته بود.پس از کوشش بسیار موفق شدم که این قضیه را بر اساس تشابه مثلثها «ثابت» کنم.ضمن این کار برای من «بدیهی» بود که نسبت اضلاع مثلثهای قائم الزاویه را یکی از زوایای حاده آن کاملا معین می نماید.به نظر من،فقط چیزهایی که این قدر بدیهی نمی نمودند،نیاز به اثبات داشتند.بعلاوه،اشیایی که هندسه با آنها سرو کار دارد،نوعا تفاوتی با اشیاء محسوس «که می توانشان دید و لمس کرد»،ندارند.روشن است که این برداشت ابتدایی،که احتمالا اساس پروبلماتیک معروف کانت درباره امکان «داوریهای ترکیبی مقدم بر تجربه» نیز به شمار می رود،بر این نکته مبتنی است که مفاهیم هندسی و اشیاء مورد تجربه مستقیم(میله صلب،بازه متناهی و ...)بی آنکه بدانیم به هم مرتبط بودند.
برای مطالعه متن کامل این یادبودنامه اینجا را کلیک کنید و همچنین جهت مشاهده قسمتهای گذشته این یادبودنامه اینجا را کلیک کنید.
به نقل از وبلاگ علمی و تحقیقی